مادران قربانیان فراموش شده فرقه رجوی

 

لینک به منبع 

مستند «مادران قربانیان فراموش شده فرقه رجوی» هدیه ای کوچک به مادرانی بزرگ و مقاومی است که اسم فرزندان و جگرگوشه هایشان را با تمامی وجود در مقابل اسارتگاه اشرف و لیبرتی فریاد  زدند و لرزه بر اندام رهبران خائن و وطن فروش فرقه رجوی ، انداختند. این مستند با محوریت مادران، در ابتدا  اشاره ای کوتاه به فعالیت های تروریسی فرقه رجوی از ابتدای انقلاب به این سو دارد. بنحویکه رفتارهای خشونت آمیز و تروریستی این گروه باعث گردید، نام  سازمان مجاهدین سالها در لیست گروههای تروریستی برخی از کشورهای غربی قرار گیرد.

 

وَقَضَىٰ رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا ۚ إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِنْدَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ كِلَاهُمَا فَلَا تَقُلْ لَهُمَا أُفٍّ وَلَا تَنْهَرْهُمَا وَقُلْ لَهُمَا قَوْلًا كَرِيمًا (سوره اسراء – آیه ۲۳)

 و خدای تو حکم فرموده که جز او را نپرستید و درباره پدر

و مادر نیکویی کنید و چنانکه یکی از آنها یا هر دو در نزد

تو پیر و سالخورده شوند (که موجب رنج و زحمت تو باشند)

زنهار کلمه‌ای که رنجیده خاطر شوند مگو و بر آنها بانگ

مزن و آنها را از خود مران و با ایشان به اکرام و احترام

سخن‌گو.

شکی نیست که مادر از هر جهت مقام ارجمند و والایی در

همه ادیان داشته و هر دین و آیینی که در طول تاریخ آمده

به این مسئله توجه کرده است.

در  مجاهدین اما، خانواده تنها بنیادی است که هیچ جایگاهی ندارد. و  رجوی تنها کسی است که اعضای این گروه در قرارگاه اشرف و لیبرتی را مجبور کرد تا پس از سالیان اسارت و دوری از خانواده هایشان، بسوی مادران و پدرانشان سنگ پرتاب کنند.؟؟!! عملی زشت و قبیح که تاریخ همیشه آنرا به یاد خواهد داشت. وای بر سنگدلان و سنگین دلان.

مستند «مادران قربانیان فراموش شده فرقه رجوی» هدیه ای کوچک به مادرانی بزرگ و مقاومی است که اسم فرزندان و جگرگوشه هایشان را با تمامی وجود در مقابل اسارتگاه اشرف و لیبرتی فریاد  زدند و لرزه بر اندام رهبران خائن و وطن فروش فرقه رجوی ، انداختند.

این مستند با محوریت مادران، در ابتدا  اشاره ای کوتاه به فعالیت های تروریسی فرقه رجوی از ابتدای انقلاب به این سو دارد. بنحویکه رفتارهای خشونت آمیز و تروریستی این گروه باعث گردید، نام  سازمان مجاهدین سالها در لیست گروههای تروریستی برخی از کشورهای غربی قرار گیرد.

حمله آمریکا به عراق در سال ۱۳۸۱ و سقوط صدام حسین  باعث شد شرایط منحصربفردی ایجاد شود تا خانواده ها بتوانند پس از سالها بی خبری از فرزندانشان که توسط رجوی در خدمت صدام حسین بکار گرفته می شدند، در مقابل قرارگاه اشرف جمع شوند.

تلاش های خستگی ناپذیر خانواده ها برای دیدار با عزیزانشان در قرارگاه اشرف، ورود آقای مارتین کوبلر فرستاده ویژه دبیرکل سازمان ملل به موضوع مجاهدین در خاک عراق و نهایتا مجبور شدن رهبران مجاهدین برای فرار از عراق به آلبانی و تلاشهای خستگی ناپذیر جداشدگان در کشورهای اروپایی در افشای ماهیت تروریسیت و فرقه ای مجاهدین از دیگر موضوعاتی است که در این مستند بدان پرداخته شده است.

در اینجا جا دارد از فعالیت های شبانه روزی انجمن های نجات کشور در فراهم آوردن شرایط برای حضور خانواده ها در مقابل قرارگاه اشرف و لیبرتی نهایت تشکر و قدردانی صورت گیرد. کاری بس عظیم که به نتایج درخشانی در احقاق حقوق خانواده ها، فراری دادن مجاهدین از خاک عراق، همچنین بی آبرو کردن سران وطن فروش مجاهدین در سطح داخلی و بین المللی منجر گردید.

اما اکنون دور شدن صدها کیلومتری گروه تروریستی مجاهدین از مرزهای کشورمان و زمین گیر شدن آنها در بیابانهای آلبانی، مریم رجوی را سراسیمه و به فکر چاره جویی انداخته است.

دیدار اخیر دو گرگ پیر در تل‌آویو (نتانیاهو و مریم رجوی)، یکی خائن به وطن و دیگری بی وطن، حاکی از اوج استیصال و درماندگی مجاهدین و رسوایی جهانی این فرقه شوم است که از صدام حسین شروع و به نتانیاهو ختم می شود.

 

 

شعر مادر

چطور صدایت کنم که نامت پاک ترین است

چهره پاک و معصومت تمام زورق وجودم را در هم می نوردد

اهریمنان،  اهریمنان، آه مادر، امانم را بریده اند

آنها می خواهند چشمانم را ببندند تا ترا نبنم

گوشهایم را ببرّند تا صدایت را نشنوم

بر دست و پایم زنجیرهای طلایی آویزان است

وقتی از پشت سیم های خاردار اشرف چهره گریان، و کمر خمیده  ترا دیدم تمام ابهتم فرو ریخت

می خواستم بسویت پرواز کنم

اما، چکمه دژخیمان هر دم  همچون پتکی بر زانوهایم فرود می آمد

تا مبادا نگاهم، صدایم، نام ترا فریاد زنند

و پاهایم بی اختیار به سوی تو گام بردارند

دیگر نای فریاد ندارم. تنها می خواهم دست های مهربانت را در دست هایم بگیرم

لب های لرزانت را بر گونه های چرویکده ام بگذار تا آرام گیرم

مایلم پی در پی نگاهت کنم دل جویم و ره پویم اما همین که به خود آمدم رفته بودی

مادر ای مهربانترین پدیده عالم. تمام وجودم ز مهرت لبریز است و چهره زیبایت در پس پرده دیده ام ناب ترین تصویر است

دعایم کن تا از این زنجیر اسارت، از این فرقه شوم و از این جلادان گردنه های تاریخ رهایی یابم

مادرم، نام مقدست را، بر قلبم نوشتم، تا همیشه آرام جانم باشی!

دوستت میدارم زیباترین الهه ی من

دست هایت، دست هایت را بر گونه هایم بکش تا درد اسارت را تحمل کنم.

فریادهایت همچنان در گوشم طنین انداز است

مصطفی برگرد، بیا برای یک لحظه چهره ات را ببینم. در آغوشت بگیرم . . .

دیوارها، دیوارها، مادر، و سیم های خاردار،  امانم را بریده اند

اینجا قفسی دیگر در قلب آلبانی است

انتظار چه سخت است

گوشهایمان برای شنیدن فریادهایتان و چشم هایمان برای دیدن گامهایتان لحظه شماری می کنند

تا سختی فولاد و دیوارهای بلند اهریمنان رجوی را درهم شکنند.

 

  • نویسنده : سحر نیامنش

  • منبع خبر : سایت راه نو

© 2023 by Ground Floor. Proudly created with Wix.com

  • Black Facebook Icon
  • Black LinkedIn Icon
  • Black Google+ Icon