نامه یک مادر به پسرش در آلبانی بعد از سی سال بی خبری

زهرا اشرفخانی ( التفات) 29 دسامبر 2019

با سلام به فرزندم واقف , باز مجبورم بعد از سی سال دوری و بیخبری این نامه را از

طریق برادرت باقر برایت بفرستیم امیدوارم امکان دسترسی به این نامه را داشته باشی .

مدتها پیش باقر فیلمی برایمان فرستاد که در آن فیلم و مصاحبه گفته بودی با ما تماس داری و برادرت در مورد بی خبری ما از تو دروغ میگوید , آنجا فهمیدم در چه گرفتاری بزرگی گیر افتاده ای که مجبور هستی به دروغ بگوئی با من و خانواده در تماس هستی در دنیای خودم همیشه میگفتم شاید این مصاحبه و ویدئو باعث شود که برای یکبار هم شده رجوی به تو اجازه بده به من زنگ بزنی و تماس بگیری هر روز با چشم گریان چشم به گوشی تلفن منتظرم تا شاید برای یکبار هم شده بعد از سی سال به ما زنگ بزنی و ما را خوشحال کنی اما افسوس تمام امیدهایم بعد از هشتاد سال عمر به باد فنا رفت .

پسرم من عمرم را کرده ام دیگر امیدی ندارم ,  باور دارم مثل پدرت تو را ندیده از دنیا خواهم رفت خیلی دوست داشتم بعد از سی سال یکبار هم شده صدایت را بشنوم و تو را ببینم .

شاید معجزه شود تا من تو را ببینم خدا رجوی را لعنت کند دوستت دارم   از دور رویت را میبوسم  . همیشه , تا روزی که نفس دارم چشم به انتظار خواهم نشست و مطمئن باش روزی آه من دامن رجوی را خواهد گرفت .

زهرا اشرفخانی( التفات )  هشت دی نودو هشت

******

© 2023 by Ground Floor. Proudly created with Wix.com

  • Black Facebook Icon
  • Black LinkedIn Icon
  • Black Google+ Icon