تبریک به جدائی غلامعلی میرزایی دوست و هم یگانی سابق ام از فرقه رجوی

میر باقر صداقی سایت وطنم 13 اکتبر  2018

 

سلام غلامعلی شنیدن خبر جدائی تو از سازمان و فرقه رجوی  برایم مسررت بخش و خوشحال کننده بود . بهت

 تبریک میگم , ایی کاش روزی خبر رهائی همه و همه را از این فرقه بشنوم  15 سال پیش وقتی از این فرقه جدا

 شدم میدانستم یک روزی تو هم مثل من از این فرقه جدا میشوی تنها تو نبودی به یقین ایمان دارم چه بسیاری

 از من وماها از این فرقه جدا خواهیم شد اما دیر یا زود دارد مگر من محفل های که با قاسم و ایوب و غیر داشتم

 را فراموش میکنم بعضا از دیر کرد شما در تعجب هستم و بعضا هم به شرایطی که در آن گیر کرده بودید

 حق میدهم میدانم تو یکی از بهترینها و یکی از شجاترین ها بودی منظورم لحظات و شرایط سخت است , تو

همیشه کم حرف و شجاع و بی ادعا بودی و قابل تحسین . یادم هست وقتی در اشرف شنیدم خانواده داری با

 خودم میگفتم این مهناز شهنازی چرا اینقدر دریده شده است چرا بعد از سقوط صدام و باز شدن دریچه و روزنه

 کوچکی برای ملاقات خانوادگی  به شما اجازه ملاقات با خوانواده هایتان را نمیدهد و خانواده شده وزارت اطلاعات .

البته شرایط به اشکال مختلف برای بقیه بچه ها ناراحت کننده تر هم بود بیچاره ایوب همیشه بعد از نشستهای عملیات جاری که سورژه نشست من بودم پیش من میآمد و مرا نصیحت میکرد که میر باقر اینقدر با سازمان کل کل نکن تو اینها را نمی شناسی و نمیدانی اگر بخواهند چه بلائی سرت میاورند من آنموقع منظور ایوب را متوجه نمیشدم تا اینکه در زندان تیف از بقیه بچه ها شنیدم که سال 74 ایوب در زندان فرقه رجوی زیر شکنجه بوده است  . آنموقه تازه متوجه میشدم که چرا نجمف کر....... شکنجه گر که فرمانده یگان ما بود به غضب در نشستها رو به ما میکرد و میگفت شما دارید از صبر سازمان سوء استفاده میکنید بگذارید وقتش برسد آنموقع نشانتان میدهیم  . غلامعلی نمیدانم چقدر یادت هست که مهناز شهنازی در نسشتها لایه ای که من سورژه نشست بودم به من میگفت میر باقر عصا قورت داده  است این تنها روی ساده قضیه بود پشت صجنه من به سازمان گفته بودم شما دارید به میهن و و طن خیانت میکنید من حرکت موازی سازمان با صاحبخانه جدید یعنی آمریکا را قبول ندارم و گرفتن سلاح از صاحبخانه جدید دیگر شرف ندارد و سلاحی که صاحب خانه جدید بدهد دیگر سلاح شرف نیست ,  این خیانت نا بخشودنی هست و از آنها سوال کرده بودم اگر فردا روزی همین بلائی که سر عراق آمده است سر ایران بیاید آنها خود را مقصر خواهند دید و این دقیقا همان سوالی بود که شب آخر از برادرم میر واقف پرسیدم اما آنها بخاطر اینکه سوالات من جنبه عمومی پیدا نکند به من اجازه گفتن این سوالات در جمع را نمیدادند و بصورت فردی با من برخورد میکردند .

غلامعلی جان سالها گذشت و دیدیم که سازما ن از سوریه شدن ایران استقبال میکند برای آنها خلق و وطن و مردم معنی ندارد برای آنها داعش حکم انقلابیون عشایر عراق را دارد بدلیل اجباری بودن شعائر مذهبی از جمله نماز و روزه در سازمان از همه این شعائر مذهبی و از دین بیزار بودم و با خودم میگفتم دیگر من به هیچ خدائی اعتقاد ندارم اما با این همه وجود یک چیز برایم مطلق یقین شد و آن اینکه همیشه وطن پرست باشم و باقی بمانم  برخلاف خواست سازمان هیچ اجنبی به فکر مردم ما نخواهد بود میدانم الان در ایران بسیاری مشکلات اقتصادی دارند وغیره اما با این همه وطنم را دوست دارم و افتخار میکنم به کسانیکه از این وطن پاسداری میکنند و این وطن با تمامی ضعفهایش امنیت دارد و انگشت شمار کسانی هستند که در جهت غرور ملی و سرفرازی این مرز و بوم پافشاری میکنند . و غرورشان را برای سیر شدن شکمشان نمی فروشند .

     

غلامعلی میرزایی جان در نهایت باز به شما تبریک میگویم بخاطر این جدائی و امیدوارم بتوانی با خانواده ات به این زودی ملاقات کنی و در دنیای آزاد برای زندگیت  هر چه که هست آزادنه تصمیم بگیری

 

با تشکر دوست قدیمی میر باقر

سوئیس  انجمن وطنم  13 اکتبر 2018
 

 

 

 

 

 

,,,,,,,,,,,

   

© 2023 by Ground Floor. Proudly created with Wix.com

  • Black Facebook Icon
  • Black LinkedIn Icon
  • Black Google+ Icon